|
جمعه 3 شهريور 1391برچسب:, :: 4:16 :: نويسنده : پسر تنها
سوسک گفت : کسی دوستم ندارد . میدانی چقدر سخت است ، این که کسی دوستت نداشته باشد .تو برای دوست داشتن بود که جهان را آفریدی . حتی تو هم بدون دوست داشتن .................... خدا هیچ نگفت سوسک گفت : به پاهایم نگاه کن که چقدر چندش آور است . چشم ها را آزار میدهد و دنیا رو کثیف می کند . آدم هایت از من میترسن و مرا میکشند . برای اینکه زشتم . زشتی جرم من است . خدا هیچ نگفت سوسک گفت : این دنیا فقط مال قشنگ هاست . مال گلها و پروانه هاست ، مال قاصدکها . مال من نیست . خدا گفت : چرا مال تو هم هست . دوست داشتن یک گل یا یک پروانه یا یک قاصدک کار سختی نیست . اما دوست داشتن یک سوسک ، دوست داشتن تو کار سختی است. دوست داشتن کاریست آموختنی که همه رنج آموختن آنرا نمیکشن . ببخش کسی را که تو را دوست ندارد ، چرا که هنوز مومن نیست ، زیرا که هنوز دوست داشتن رو نیاموخته و اول راه است . مومن دوست می دارد و همه را هم دوست میدارد ، زیرا همه از من است و من زیبا هستم ، چشم های مومن جز زیبا نمی بیند . زشتی در چشم هاست . در این دایره ، هر چه که هست ، نیکوست . آن که بین آفریدهای من خط کشید شیطان بود . شیطان مسئول فاصله هاست . حالا قشنگ کوچکم نزدیک بیا و غمگین مباش . قشنگ کوچک نزد خدا رفت و دیگر هیچوقت فکر نکرد که زیبا نیست .
نظرات شما عزیزان:
فدای سرت دوست عزیز وب شما ام خیلی قشنگه
پاسخ: مرسی از این همه لطفت عزیز ![]()
![]() |